Tuesday, January 07, 2003

كثا�ت

داشتم از پله هاي مترو پائين مير�تم . تازه پياده شده بودم و براي رسيدن به ص� اتوبوس با عجله داشتم پله ها رو دو تايكي مي كردم و مي ر�تم كه صداي بلند يه دختر خانوم تقريبا بيست ساله توجه ام را جلب كرد و كلمه اي هم كه شنيدم هموني هستش كه اون بالا تيترش كردم . ـ كثا�ت عوضي ، بي شعور احمق مگه خودت خواهر مادر نداري ؟ و كمي آنسوتر يه پسر بدبختي رو ديدم كه تا بنا گوش سرخ شده بود. چند ن�ري هم داشتن با يكديگه پچ پچ ميكردن كه بابا چه كار زشتي انجام داد . من هم كه كنجكاو شده بودم پرسيدم چيكار كرده ؟ جواب شنيدم كه دستشو زده باسن اون خانمه . من هم از الكي لبي گزيدمو و سرمو تكون دادم كه چه كار بدي كرده !!! بعدش هم ديدم يكي از اين جوادا داره با لگد و مشت اون پسره رو مشت مال ميده و حسابي �ردين بازيش گل كرده بود!! خلاصه اين ماجرا باعث شد به اتوبوس نرسم و 200 تومان ناقابل از جيب مبارك بدم تا عبرتي باشه براي خودم تا بعدها منو سنه نه !!!

Saturday, January 04, 2003

بالاخره تموم شد!!!!
 بالاخره پس از تلاشهاي �راوان و با كمك نوجوان و قالب گردون تونستم قالب دلخواه وبلاگمو پيدا كنم و الان هم خيلي خوشحالم و از دوستان عزيز سايت قالب گردون تشكر ميكنم . و اميدوارم تا مدتها هوس تعويض قالب به سرم نزنه !
 قبل از اينكه به اينجا نقل مكان كنم يه وبلاگ توپ داشتم به اسم مدرسه عشق البته الان هم اونجا مطلب مي نويسم . بعضي از دوستانم را كه به اينجا دعوت كرده ام از من مي پرسند چرا مدرسه رو تعطيل كردي؟ بايد بگويم كه اونجا تعطيل نيست . �قط بدليل اينكه بعضي از مطالبي را كه دوست داشتم تو وبلاگم بنويسم نمي تونستم با حال و هواي اونجا سازگار كنم , اومدم باغ آلبالو را راه انداختم .
 از اينكه مي بينم بعضي از وبلاگها چقدر باحالن و مطالب م�يد و به درد بخور دارن كي� ميكنم . مخصوصا� وبلاگهاي اين چند ن�ر روخيلي دوست دارم : حسين درخشان , مرتضي نگاهي , احسان , نيما
 اخيرا با يه سايتي آشنا شدم كه بد جوري داره �عاليت �رهنگي ميكنه و اينطور كه داره پيش ميره حتما يه زودي درش گل گر�ته خواهد شد البته توسط مش قاسم يا اسپايدر من . تا اين ات�اق ني�تاده يه نگاهي بهش بندازين ولي مواظب باشين منحر� نشين !
و دست آخر اينكه :
چشم ما هم روشن ! ما كه هر دوماه 2 هزار تومان پول تل�ن ميداديم اين ماه برامون 16 هزار تومان قبض ناقابل آوردند و ماهم كلي با اهالي خانه دعوامون شد و هر كدوم ديگري به تماسهاي متعدد با شهرستان محكوم مي كردن . ولي ديشب يه خبر جالب از صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران شنيديم كه در ذيل مي خوانيد :
بسم الله الرحمن الرحيم
با صلوات بر محمد و آل محمد ، وزارت پست تل�ن و تلگرا� اعلام كرد به جهت است�اده بعضي از خانواده ها از اينتر نت و بخصوص سايتهاي غير مجاز خارجي پول تل�ن بعضي از همشهريان تا ميلونها تومان ا�زايش يا�ت!!! و بازهم !!.
و در توجيه اين خبر مسئولين اعلام كرده اند چون بعضي از سايتها از طريق خط تل�ن به خارج وصل ميشود به همين دليل تعر�ه هاي قبض تل�ن مشتركين بيشتر شده است .
نتيجه اخلاقي اينكه بعد از اين امكان است�اده از سايتهاي خارجي از جمله yahoo و بقيه سايتها مقرون به صر�ه نمي باشد و پيشنهاد مي شود از سايتهاي وطني چون IRIB.COM است�اده شود .
تا بعد ...

Friday, January 03, 2003

مشكلات وبلاگ من !!!


وبلاگ نويسي و داشتن يك وبلاگ خوب مشكلات خاص خودشو داره , مثل اين وبلاگ من ! ميخوام ابروشو درست كنم مي زنم چشش هم كور ميكنم . البته بسياري از دوستان من لط� كردن قول همياري و كمك دادن . مثل آقا نيماي گل .
مشكل اول من در مورد سيستم نظر خواهي هست كه تمام نظر هاي نوشته شده براي يك يادداشت رو در همه يادداشتها نشون ميده و براي همين �علاً برديم گذاشتيم اون بغل تا اگه كسي نظري داشت همون جا اضا�ه كنه تا بعد ببينيم چي ميشه !
و مشكل دوم هم اينه كه لينكهايي كه ميخوام به دوستانم بدم �ارسي نمي نويسه ؟ و در به در دنبال كسي ميگردم كه بتونه بهم ياد بده چكار بايد كرد ؟
امروز با اين مشكلات كه از نون شب هم برام واجب تره درگيرم و تا حل مشكل نكنم حسش نيست درباره يه موضوع ديگه بنويسم , پس لط�ا به ياري اين �رهاد خوش تيپ مشكل دار وبلاگ نويس بشتابيد !!!

Wednesday, January 01, 2003

دختران �راري


چند وقتيه كه بحث دختران �راري در كشورعزيز و مقدس اسلاميمان طنين انداز شده ، تمام مسئولين هم تمام هم و غم خود را گذاشته اند كه اين پديده اجتماعي را ريشه كني نمايند . مخصوصاً بعد از لو ر�تن جريان خانه هدايت كرج كه دامن يك مرد مقدس ( رئيس دادگاه انقلاب اسلامي كرج ) به آتش شهوت يك دختر شانزده ساله سوخت و بيچاره خواست صواب كند كباب شد ، اين تلاشها بيشتر شده است . واقعاً دستشان درد نكند كه اينقدر به �كر مردم هستند .
راستي چرا اين دختران از خونه و خانواده خودشون �رار مي كنن و به پاركها ، خانه هاي هدايت ، خانه ع�ا� و جاهاي ديگه كشونده ميشن ؟
علتهاي مختل�ي كه كارشناسان امر در اين خصوص بيان مي كنند عبارت است از : �قر اقتصادي ، �قر اجتماعي ، �قر �رهنگي ، اعتياد والدين ، بد اخلاقي والدين مخصوصاً پدر خانواده با دختران نوجوان و جوان ، دوستان ناباب ، انحرا� اخلاقي خانواده و ... .
دختران �راري اكثرا در دام زنان قواد مي ا�تند و به خانه هاي �ساد كشانده مي شوند ( البته ما در جمهوري اسلامي خانه �ساد نداريم ) اين دختران در اين مراكز به قيمت هاي بالايي به ا�راد متمول و از ما بهترون جامعه �روخته ميشوند . البته در بسياري از موارد امانت را به صاحبش بر نمي گردونند و پيش خودشون نگه مي دارند تا دست به دست پيش دوستانشون بگردن پس از آن كه مستهلك شدند به كارهايي مثل گدايي يا كار اجباري در بعضي توليدي ها كشونده مي شوند . بسياري از اين دختران كه زيبا و خوشگل هستند به بهانه هاي واهي به كشورهاي پيشر�ته اي مثل ا�غانستان و پاكستان قاچاق مي شوند و در آنجا در خانه هايي به نام عشرتكده به ا�راد علاقه مند واگذار مي گردند . (شواهد بسياري از اين مورد در روزنامه هاي جناح چپي و راستي كشورمان درج گرديده و مي گردد )
رئيس محترم دادگستري استان تهران جناب حجه الاسلام عليزاده در يك مصاحبه مطبوعاتي آمار زنان و دختران خياباني در تهران را 20 هزار ن�ر ذكر كرده اند و عنوان كرده اند كه اين عده از زنان بيشتر در خيابانهاي شريعتي و ستار خان به دنبال مشتريان خود مي گردند ( قابل توجه علاقمندان ).
نمي خوام بيشتر از اين چونه درازي كنم . پس تا اينجا همه ما ميدونيم كه يه همچين پديده اي در كشورمان هست و حتي مسئولان نظام مقدسمان نيز به آن اعترا� كرده اند ، حالا بنظر شما بعنوان يك ايراني چه بايد كرد ؟ اصلاً لازم هست كاري انجام داد يا نه بايد به استقبال اين پديده ر�ت ؟ آيا راه حلي براي اين مورد وجود دارد ؟ و در كل نظر شما راجع به دختران �راري چيه ؟
( بعدن در اين زمينه بيشتر صحبت خواهد شد )





Sunday, December 29, 2002

جغرا�ياي خانم ها
خانم ها در سن هيجده تا بيست و يك سالگى ، مانند آ�ريقا يا استراليا هستند : نيمه كش� شده، وحشى، با زيبايى هاى ا�سون كننده ى طبيعى.
در سن 21 تا سى سالگى، مثل امريكا يا ژاپن هستند: كاملا كش� شده، بسيار توسعه يا�ته، آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد يا اتومبيل!
در سن 30 تا سى و پنج سالگى، مانند هند يا اسپانيا هستند: بسيار داغ، آسوده خاطر و آرام، و آگاه به زيبايى هاى خود.
بين سن 35 تا چهل سالگى، مانند �رانسه يا آرژانتين هستند: بدين معنا كه اگر چه ممكن است در جريان جنگ نيمه ويران شده باشند، اما هنوز جاهاى بسيارى براى تماشا دارند!
در سن 40 تا پنجاه سالگى، مثل يوگسلاوى يا عراق هستند: جنگ را باخته اند. هنوز گر�تار اشتباهات پيشين اند. و به باز سازى كامل نياز دارند.
بين 50 تا شصت سالگى، مانند روسيه يا كانادا هستند: بسيار پهناور، آرام و مرز ها بدون مرزبان، اما سرماى زياد، خلايق را از آنان مىرماند.
در سن 60 تا ه�تاد سالگى، مانند انگلستان يا مغولستان اند: با يك گذشته ى درخشان و بدون آينده!
بعد از ه�تاد سالگى، شبيه آلبانى يا ا�غانستان اند: همگان ميدانند كه در كجايند، اما هيچكس به سراغ شان نمى رود!